الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

647

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

عِمَاد : آنچه كه به او اعتماد مىشود . گفت : ( إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ - 7 / فجر ) يعنى چيزى كه مورد اعتمادشان بود و به آن ، اميد بسته بودند . عَمَّدْتُ الشّيءَ : وقتى است كه چيزى را استوار و سر پا دارى . عَمَّدْتُ الحائطَ : مثل همان است يعنى ديوار را محكم و بر پا داشتم . عَمُود : چوبى است كه خيمه و چادر بر آن تكيه دارد ، جمعش - عُمُد عَمَد - است . در آيه گفت : ( فِي عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ - 9 / همزه ) « 1 » كه به صورت ( في عُمُدٍ ) نيز خوانده شده . و آيه : ( بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها - 2 / رعد ) ( براى توجّه به نكات علمى اين آيه به ذيل واژه - رفع - مراجعه شود . ) و همچنين - عَمُود - چيزى است از آهن يا چوب كه انسان در دست مىگيرد در حالى كه بر آن تكيه مىدهد . عَمُودُ الصّبحِ : آغاز روشنايى صبح كه شعاعش به عمود تشبيه شده است عَمْد و تَعَمُّد : در سخن معمولى نقطه مقابل - سهو است عَمْد ، همان مقصود با نيّت است ، در آيات : ( وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً - 93 / نساء )

--> ( 1 ) مربوط به سوره همزّة است كه مىگويد : هلاكت باد بر هر كسى كه به پاكان و مؤمنين طعنه مىزند همانكس كه زر پرست است و مالى فراهم كرده و از افزونى و زيادتى آن را شمارش مىكند تصوّر مىكند و مىپندارد كه مالش او را جاودانه خواهد كرد هرگز چنين نيست بلكه او را در عذابى درهم كوبنده ، مىافكنند تو چه مىدانى كه آن عذاب چيست آتش افروخته خداست آتشى كه بر دلها زبانه مىكشد و آنها را مىسوزاند و بر آنها پيوسته است در ستونهايى كشيده شده . اين سوره از سرنوشت شوم مال اندوزان و زرپرستانى كه در دنيا تمام همّت و كارشان جمع مال است و از هر راه كه باشد مال بدست مىآورند ، از خوردن حرام و شبهه‌ناك هم پرهيزى ندارند و پيوسته در چنگال آز و جمع مال گرفتار و با استكبار و غرور به دشمنى با مؤمنين بر مىخيزند و هر كدام چون فرعونى به تصوّر و داعيهء جاودانگى در لجنزار غرق مىشوند و يا همچون قارون قرن فساد و هلاكت ، زيرا ثروت اندوزى راه دين را و دنيا پرستى ، يارى مؤمنين را بر ايشان سدّ كرده چنان كه گفت : ( إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى - 7 / علق ) اينان چون ديگران را به چشم حقارت مىنگرند در آتش عذاب آنچنان كوبيده مىشوند و به مكافات دلهايى كه در دنيا از محروميّت سوخته و آنها با انباشتن حقوق محرومين عيّاشى و هرزگى مىكنند آتش عذاب جاودانه از دلهاشان زبانه مىكشد ، به گفتهء مولوى : آتشى اينجا كه بر دلها زدى * مايهء نار جهنّم آمدى .